بسیار مهم ، اول اینجا را بخوانید

سلام

من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
خواه از سخنم پند گیر خواه ملال

این وبلاگ یک در مرکز درمان جهت ترک عادت ناشایست داستانهای سکسی که متاسفانه بر مبنای روابط نامشروع و حرام و خیانت به همسر و ... توشته می شود است. در این دوره قصد بر آن است که با ذکر برخی از داستانها که بر مبنای راه حل های دینی برای رفع مشکل روابط جنسی در اسلام است، تفکرات سوء داستانهایی با مبنای حرام، و تاثیرات بسیار مخرب آن برذهن خوانندگان و تلاش برای شبیه سازی آن و در نتیجه رواج فحشا قدمی برداشته شود.

جدا خواهشمند است در صورت عدم اعتیاد به این مطالب از خواندن آن ها جدا خودداری کنید، تا خدای نکرده به لغزش نیافتید.

در مانگاه مختص بیماران است نه افراد سالم.

لطفا حتما نظاتتون را ارسال کنید، شاید خیلی سریع ایجا را جمع کنم.

با تشکر

خدایا کمکی کن این راه به حرام کشیده نشود. آمین

پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ه‍.ش.

اولین و آخرین سکس من و الهام- قسمت دوم

میدونستم که قفل همه زن ها سینه هاشون است.رفتم کنار الهام با لباس کامل بود. می دو نستم مقاومت میکنه. بهش گفتم کامل کامل کامل و گرنه من بیرون نمی رم. گفت نه نه نمی خوام اشکین. گفتم اسم مرد غریبه را نیار تو زن منی فهمیدی یا حبست کنم تو خونه. باید می فهمید که چی واقعا هم زن من بود و اشکین یک غریبه است. بدون هیچ حرفی چادرش را کنار زدم، و دکمه های مانتوش را باز کردم وای، اه زیرش پیرهن بود. نه نه ول کن نه انگشت وسطم را کردن توی دهنش گقتم فعلا این را بمک تا بعد، عمرا الان ساک میزد، اما گازش گرفت گفت خفه شو مرتیکه، ا.ف چقدر با حال من باید زور کنش کنم. هیچ چیز نگفتم. فقط از روی سوتین قرمز رنگش شروع کردم به مالید سینه هاش، نکن نکن آی نامرد، اوف چه حالی می داد. آییییییییییییییییییییییی نهههههههههههههههه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه، هنوز داشت مقاومت میکرد، صدای گریه اشکین میومد. اما میدونستم بالاخره تا اخر کار راحت میریزم توش ، داد زدم اووووووووووووووف، عجب تیکه ای هستی ، اما هنوز من دستم به بدنش هم نخورده بود، دیگه وقتش بود، نه، نه، مرتیکه حیز ول کن، ساکت میخواهم زنم را بکنم آبم را من توی تمام سوراخات میریزم. نه آفرین. عجب ناله هایی می کرد؛ عجب استیلی، عجب برفی، ...خوب دیگه ناله هاش با شهوت ترکیب داشت میشد، در گوشش آروم گفتم ،خییییییییییییییییلی دوست دارم، عشق با سکس عجب مزه ای میده. یه جیغی زد بلند شد که بره من هم از خدا خواسته سریع چادر و مانتوش را در آوردم و انداختمش روی تخت و سوتینش را باز کردم و سینه هاش را فقط گاز میزدم تا حشری شه،من دیگه رفته بودم . اشکین، نه نه نامرد آآآآآآآآآآآآآی آآآآآآآآآآآآآای نهههههههههههههههههعجب سینه هایی بود،چیکارشون میشد کرد ، من اولش شروع کردم یک انگشت زدم نوکش رفت پایین و پرید بالا و گفتم اوف ، چی ساخته اشین، دمش گرم، حالا بگذار من آبم را بریزم توت ببین پی میشه. خفه شو مرتیکه من پشیمون شدم . همیشه از این صحنه ها خوشم میومد، نشستم روش تا نتونه تکون بخوره.هنوز هم لباس هام تنم بود، دوست داشتم اون درشون بیاره، اما هنوز خیلی زود بود، شروع کردم به لیس زیر سینه اش، نمی دونید چی می کشیدم،وایسا وایسا وایسا هنوز زوده، الکی الکی داشت آبم میومدهنوز نه کسش را دیده بودم نه کونش رو فقط رو سینه هاش بودم سر صبر لیس زدم و اون هم با نه نه خیلی بیشتر تحریکم می کرد، گفتم نه های اصلیت مونده، هنوز که جرت ندادم.سینه هاش رو بردم توی دهنم وشروع کردم به لیسیدن و خوردن، مثل بستنی قیفی باهاش بازی می کردم، دیگه کم کم آییییییییییییییییییییییی داشت می شد، باید اشکین را دک می کردم، بهش گفتم برو داد میزد نه نه نامرد، خودم خفت می کنم، خوبه لا اقل خونشون ویلایی بود صدا جایی نمی رفت، اما تا اشکین بود الهام نمی تونست درست حال بده، تازه الهام داشت میومد رو حال نمی تونستم فاصله بندازم، رفتم پشت در گفتمش یا میری یا من زنم را طلاق نمی دم، هر روزی هم سه با میکنمش تا بفهمی، میدونست من کله خرم، من هم باید امروز تمام کارهام را باهاش میکردم، نمیشد که یه بار حلال توی عمرم می تونستم با دل سیر الهام را بکنم ، دیگه حتی فکرش را هم نمی تونستم بنکم. با هر بد بختی ای بود ، خواستمم ردش کنم، دیدم هنوز حرف هام تموم نشده انقدر بهش فشار اومد که رفت، چه جالب فکر نمی کردم انقدر راحت بره، اما بهتر وگرنه روانی می شد، یادم باشه هیچوقت زنم را سه طلاقه نکنم ، اون هم وقتی اینجوری برای هم میمیرن، اوف سر خر نداریم دیگه، بدون هیج صحبتی رفتم سراغ ادامه سینه هاش و خوردم ،- حالا میدونم که این مزد این بود که به هیچ دختری و زن های مردمن گاه چپ نکردم.خوب دیگه اولیش تنبیه شده بود، مونده بود این یکی که هم حال کنم هم تنبیه اش کنم. باید تست میکردم ببینم از چه کاری توی سکس بدش میاد مجبورش کنم، تا یاد نگیره از عشقش بگذره (و هم من هم یک سکس حلال با زنم داشته باشم)

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر